ヅ جوجه اردک زشت ヅ

دختری که دوست داشت عوض بشه و شد ヅ

واقعا که

با نصب لاین و وایبر و ... دارم به وبلاگم خیانت میکنم.

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 12:6 ] [ HennA ]

[ ]

:)

ماه رمضون امسال با پارسال کلی فرق میکنه.

خداروشکر که تغییرش بد نیس.

امروز آخرین امتحانمم دادم.

سازمان و کاربرد و ارتباط و زبان و جنگو قبول شدم خداروشکر.

خدایا 4تای بعدیشم قبول شم

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 10:3 ] [ HennA ]

[ ]

امتحانات دشوار

دلم میخواد یه هفته هیچ کاری نداشته باشم فقط

تو خونه باشمو به کارام برسم.فیلم نگاه کنم.آهنگ گوش کنم.شلوغ بازی کنم توخونه.

و....

از قبل امتحانا استرس دارم یکسره.

حتی تو خوابم دارم برنامه ریزی میکنم واسه درس خوندنم.

خسته شدم.

بخاطر یه مدرک خود را که نباید کشت...

والا به خدا

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 10:27 ] [ HennA ]

[ ]

دلم درد گرفت ازبس خندیدم:)))))))))))))))))

غضنفر مامان بابای زنش میمیرن


میخواسته دلداریش بده شب میره پیشش دستشو

 

میندازه درو گردن زنش و میگه:بی پدر و مادر من کیه؟!

 

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 10:1 ] [ HennA ]

[ ]

ذهنم آزاد است...

 

 

بگذار عشق خاصيت تو باشد نه رابطه ي خاص تو با كسي.

 

 

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 14:13 ] [ HennA ]

[ ]

موقعیت حساس

میگن اسمش مدیریت بحرانه.

زمان امتحانات که میشه باید بحرانو مدیریت کنی تا رد بشه.

ماشاا... استاد شدیم دیگه دراین زمینه

[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 14:4 ] [ HennA ]

[ ]

یه متن زیبا اما غمگین

ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ!


ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ


ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯿﻢ،


ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺟﺪﺍﯾﯽ ...


ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ


ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩﻡ ...


ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﺩ ..


ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ....... ﻭ ﻣﻦ


ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ......


ﻭ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ....... ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ .......

 

ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ........


ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﺤﺒﺖ


ﺍﻣﯿﺰ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ........


ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ


ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺍﻧﺴﻮﯼ ﺧﻂ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺳﺖ ...


ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ...


ﺍﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺖ


ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ


ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ


ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ...


ﻣﺎ ﺍﺩﻣﻬﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ...


ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ


ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ


ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ ...


ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ


ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ !!!

[ یکشنبه هجدهم خرداد 1393 ] [ 14:31 ] [ HennA ]

[ ]

:|

ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﺨﻮﺍﻩ
،
،
،
،
ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﻭﻭﻭﻭﻭﻭ


ﺑﻘﯿﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ!!!
،
،
،
ﺑﻠﻪ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻥ ..


ﻭﺍﯾﺴﺎ ﻭﺍﯾﺴﺎ

[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 15:40 ] [ HennA ]

[ ]

بله...

حتی فکرشو هم نمیکردم که یه روز اینقد سرم شلوغ بشه که

حتی وقت سر زدن به وبلاگمو هم نداشته باشم

خستم.

خوابم میاد.

[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 15:38 ] [ HennA ]

[ ]

بعلههههههههههه

دوست عزیز اگر روزی دیدی دشمن داری


بدان یک جا یک کرمی ریخته ای


الزاما دلیل بر موفقیت شما نیست !

[ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ] [ 14:9 ] [ HennA ]

[ ]

لیلا کردبچه

حسودم،

به انگشت‌هایت

وقتی موهایت را مرتب می‌کنند

حسودم،

به چشم‌هایت

وقتی تو را در آینه می‌بینند

و حسودم،

به زنی که رد شدن از لنزهای رنگی‌اش 

رنگ پیراهنت را عوض می‌کند

 چه کار کنم؟

من زنِ روشنفکری نیستم

انسانی غارنشینم،

که قلبم هنوز در سرم می‌تپد؛

- که بادی که پنجره‌های خانه‌ام را به هم می‌کوبد،

روزی اگر موهای دیگری را پریشان کرده باشد چه؟

و بارانی که باریده و نباریده تورا یادم می‌آورد،

روزی اگر دیگری را یادت بیاورد چه؟ -

 حسودم

و هی می‌ترسم از تو 

از خودم 

از او

می‌ترسم و هی شماره‌ات را می‌گیرم

و صدای زنی ناشناس

که شاید عطر تو از گل‌های پیراهنش می‌چکد

که شاید بوی تو از انگشتانش می‌چکد

که شاید حروف نام تو از لبانش می‌چکد

هر لحظه از دسترسم دورترت می‌کند

 تو دور می‌شوی 

من 

فرو 

می‌روم در غار تنهایی‌ام

کنار وهمِ خفاشی که این روزها 

دنیایم را وارونه کرده‌ست

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 13:15 ] [ HennA ]

[ ]

پخخخخخخخخخخخ

چندروزیه که فرصت فکر کردن به زندگیمو نداشتم.

چندروزه که شب خسته میرم خونه و باز صبح زود از خونه میام بیرون.

چندروزه که زندگیم یه خرده تغییر کرده.

چندروزه که یه سری تصمیمات گرفتم با خودم.

چندروزه که چندروزه واقعا...

[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 14:28 ] [ HennA ]

[ ]

ای کاش

کاش بالای سر بعضی ها یه ضربدر کوچولو بود که

.

.

.

.

.

هر وقت حوصله شونو نداشتی کلیک میکردی بسته میشد:\

[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 14:12 ] [ HennA ]

[ ]

پست ثابت اردیبهشت

آقای محترم!

 

شما که چه نسبتی با این خانم دارید!؟

 

این زن میان تمام نسبت­های خودش گیر کرده‌ست

 

مثل کوه­نوردی مرده، میان کوه و دره گیر کرده‌ست

 

و آنکه از سقوط به اعماق درّه نجاتش می­دهد،

 

مگر چند سال

 

با جنازه‌ای بر پشت زندگی می‌کند؟

 

 

[ سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 ] [ 9:36 ] [ HennA ]

[ ]

هرچی که شد, نشد

روز پدر.

صرف نظر از بیرون رفتن.

ناهار خونه نرگس اینا.

سینما.

گول خوردن و روز سه شنبه بهای بلیط را کامل پرداخت کردن.

یخ در بهشت.

خط ویژه.

هومن سیدی و مصطفی زمانی.

چادر مومیایی و فروشنده عجیب غریب.

اتوبوس ها.

دیر رسیدن.

دلخوری.


[ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 ] [ 9:39 ] [ HennA ]

[ ]

ایهیم

اینروزا همش استرس امتحانات و جزوه و ... دارم.

استرس دارم و هیچکاری نمیکنم.

فعلا با نرگس افتادیم دنبال تحقیق واسه یه کار مخفیانه:)))))

[ دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 ] [ 15:14 ] [ HennA ]

[ ]

اه اه اه

حس نوشتنم ن م ی ا د

:((((((

[ چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ] [ 9:29 ] [ HennA ]

[ ]

عادت کره ایم-لیلا کردبچه

عادت کرده ایم ...

من به چای تلخ اول صبح

تو به بوسه ی تلخ آخر شب

من , به اینکه توهرشب حرفهایت را مثل یک مرد بزنی

تو به اینکه هربار مثل یک زن گریه کنم

عادت کرده ایم...

آنقدر که یادمان رفته است شب ,

مثل سیاهی موهایمان

ناگهان می پرد و یک روز آنقدر صبح میشود

که برای بیدارشدن دیر است...

[ چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ] [ 9:28 ] [ HennA ]

[ ]

هه...

شریک زندگی ات را با دقت انتخاب کن

نود و پنج درصد خوشبختیها و بدبختی های زندگی ات

ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود . . .

[ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 13:24 ] [ HennA ]

[ ]

هزار بار گفتم

هزار بار گفتم

با این بادهای هرزه نپر

به آنها نخ نده

حالا ...

بالای آن دکل

با سیم های لخت فشار قوی

دست و پنچه نرم کن

بادبادک جوان!



[ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ] [ 14:35 ] [ HennA ]

[ ]

هنگامه غرغرو

نمیدونم خدا چه مشکلی داره بامن.

نه نه ببخشید نمیدونم بنده های خدا چه مشکلی با من دارن.

این چه وضعشه اصن؟

نمیدونم اخم کنی و جدی باشی یا شوخ باشی و بخندی.

زندگیو سخت بگیری یا آسون؟

بچسبی به درس یا بچسبی به کار؟

بمیری یا نمیری ؟

بمونی یا بری؟

خلاصه که بد وضعیه!

باید تکلیفمو با خودم مشخص کنم.

دیگه داره دیر میشه واقعا.

...

دیروز رفتم واسه کار یه جا صحبت کردم.

قرار شده بزنگن بهم.

:|

[ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ] [ 14:25 ] [ HennA ]

[ ]

اتفاقات :|

این روزا اصلا حس و حال نوشتن ندارم.

راستش وقت نکردم که تنهابشم و

اتفاقاتو تجزیه تحلیل کنم و بنویسم.

یکسره واسه خودم کار درست میکنم که کمتر فکرکنم.

تواین هفته اتفاقات زیادی افتاد.

فقط همین.



[ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ] [ 9:28 ] [ HennA ]

[ ]

:)

با من رفت و آمد نکن.

رفتن فعل قشنگی نیست.

بامن فقط راه بیا...

[ دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 ] [ 14:41 ] [ HennA ]

[ ]

همینجوری

اسم وبلاگ عوض شد/...

[ شنبه ششم اردیبهشت 1393 ] [ 8:1 ] [ HennA ]

[ ]

پست ثابت فروردین ماه :)

چه کسي مي داند  عشق با اين همه زيبايي 


چه رنگي دارد !


من فقط مي دانم  عشق رنگي است 


که به هرکس نمي آيد

[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 18:56 ] [ HennA ]

[ ]

تنها تنها تنها گریه گریه گریه

شب ها

شب ها

شب

...


[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 14:48 ] [ HennA ]

[ ]

اصن مهم نیست

از آدمایی که غرورمو میشکنن متنفرم.

همیشه اینجور وقتا سرد میشم نسبت بهشون.

از آدماییم که الکی میگن و میدونم که الکی میگن ک

اخم من دیوونشون میکنه یا ناراحتیه

من واسشون مهمه هم متنفرم.

والسلام

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 8:51 ] [ HennA ]

[ ]

کصافط

ﻣﺎﻫﯿﻢ ﻣُﺮﺩ !!! 

ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻟﺴﺘﺮﻭ ﻧﻮﻥ ﭘﻨﯿﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻬﺶ ﺩﺍﺩﻡ؟!

بی لیاقت!

انقد بدم میاد ازش :|

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 8:47 ] [ HennA ]

[ ]

روزه مادر مبارک:-*

مــــادر...

من هرگــــــز بهشت را زیر پایـت نــــدیدم

زیــــــر پای تـــــو

آرزوهـــایی بود که از آن گذشــــــتی

به خاطـــــــر من...



مامان جونم خیلی دوست دارم

بخاطر اذیتام- حرفام - بلبل زبونیام

پرروییام - بیشعوریام

کلا واسه همه چی معذرت.

بازم دوسم داشته باش

:)

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 13:3 ] [ HennA ]

[ ]

منو ستاره

چندروز پیش یکی از دوستام دلمو شکوند.

امروز اما ازم عذر خواهی کرد.

منم میبخشمش چون داداشمه.

الانم با ستاره تو سلفیم.

:)


[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 12:51 ] [ HennA ]

[ ]